....
تنها مرگ است که دروغ نمی گوید حضور مرگ همه موهومات را نیست میکند ما بچه های مرگ هستیم و مرگ است که مارا از فریب های زندگی دور میکند در ته دره زندگی اوست که ما را صدا میزند و به سوی خویش میخواند (صادق هدایت )
مردن کافی نیست باید به موقع مرد
ادما بازی رو دوست دارن این دست خودته که انتخاب کنی هم بازیشون باشی یا بازیچشون
تنها مرگ است که دروغ نمی گوید حضور مرگ همه موهومات را نیست میکند ما بچه های مرگ هستیم و مرگ است که مارا از فریب های زندگی دور میکند در ته دره زندگی اوست که ما را صدا میزند و به سوی خویش میخواند (صادق هدایت )
مردن کافی نیست باید به موقع مرد
جدیدا تو خونه ما یه منطقه ممنوعه درست شده هرکی میخواد سیگار قلیون و مشروبات الکلی و غیر الکلی و نیمه الکلی یا میخواد ۲ دقیقه به حال خودش باشه و استین سر خود بازی در بیاره اون قسمت میشینه و تا وقتی از اونجا بلند نشه و نیاد این تو جمع ادمیزادا بشینه کسی کاری به کارش نداره ختی اگه از گشنگی و تشنگی و کلیه درد بمیره مرده دیگه واسش یه دقیقه سکوت میریم تا دلش نشکنه
چقدر وقت کردیم زندگی کنیم ؟
بعضی وقتا یادمون میره که دل شکستن هنر نمی باشد
لقمان کوچکی من!
این روزها شادمانی می فروشم و شرف !
و پارس سگ از دیوار خلوتم نشت می کند......
قرار است
خودم کوچک شوم
خانه ام بزرگ
و سلول انفرادی ام درندشت.....
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار آلود و دور
با خزانی از فریاد و شور
خاك میخواند مرا هر دم به خویش
میرسند از ره كه در خاكم نهند
آه، شاید عاشقانم نیمه شب
گل به روی گور غمناكم نهند
بعدها نام مرا باران و باد
نرم میشویند از رخسار سنگ
گور من گمنام میماند به راه
فارغ از افسانهها
درست یه سالی از زمان فوتش میگذره پارسال همن موقع بود که با یه ماشین تصادف میکنه و بعد از ۶ ماه کما به بخش منتقلش میکنن اون روز چه کارا که نکردم هر چی نذر کرده بودم و ادا کردم همه شو اما هفته بعد همه زندگی و ارزوم زیر یه مشت خاک سرد دفن کردم بعد از یه هفته به خاطر اینکه نبضش کند میزده و پزشک معالجش فکر میکرده مرده میفرستتش سرد خونه روز واقعا بدی بود وقتی با یه دسته گل و ۴ تا مجله میری بیمارستان و یه تخت کاملا مرتب بدون ادم میبینی تا مرز سکته میری اون موقعس که فقط دعا میکنی که دروغ باشه .............................اما نبود
هر شکستی قصه دارد
و صدایی نیز .........
جرم؟فساد و فحشا
چرا به این کار روی آووردی؟ اشک امانش نمیدهد و با بقض میگوید: 15 سال داشتم که پدر و مادرم در یک
حادثه ی رانندگی کشته شدند از آن زمان به بعد با برادر بزرگم زندگی میکردم که 27 سال سن داشت
روزهای خوش ما به آخر رسید زیرا برادرم معتاد به حشیش شد بدبختی هایم دو چندان شد زیرا برادرم
تمام وسایل منزل را صرف خرید مواد میکرد به قدری آلوده شده بود که از 50 متری مشخص بود معتاد است
برادرم مرا وادار به تن فروشی میکرد و هرشب مرا به مردان ثروتمند اجاره میداد زمانی که اعتراض
کردم با سیم کولر به جانم افتاد و مرا تهدید کرد اگر به حرفش گوش ندهم مرا خواهد کشت از آن به بعد هرروز
آرزوی مرگ میکردم خسته شده بودم از همه کس از مردانی که به زور به من تجاوز میکردن از مردانی که
با دندانهایی زرد و دهنی بد بو مرا میبوسیدند از برادرم که مرا قربانی اعتیاد خودش کرد هرگز برادرم را نخواهم
بخشید
چگونه دستگیر شدی؟ برادرم مرا به فردی به نام اصغر خرگوش اجاره داده بود و در مقابل ازش مواد میگرفت
روزی اصغر خرگوش مرا به خانه ی فسادی برد و مرا وادار به رابطه نامشروع با همدستش کرد در همین موقع
بود که ماموران انتظامی آنجا را محاصره کردند و مرا دستگیر کردند
از برادرت خبری نداری؟ برادرم چندی پیش بر اثر تزریق سرنگ هوا مرد
حکمت چیست؟ گریه امانش نمیدهد و با بقضی میگوید؟ افسوس که باید در اوایل جوانیم طناب سرد دار را
بر گردنم حس کنم محکوم به اعدام شده ام زیر زنا کرده ام
الهه با غمهایش وارد سلولش شد


( روی اون برگه نوشته شده : هیچ دارویی چون صیغه شهوت را درمان نمیکند امام علی)
حالا تو نهج و البلاغه برو بگرد اگه همچین چیزی پیدا کردی یه ندا هم به من بده
تقریبا 1 سال پیش با یک نیمچه روحانی بحث میکردم همین مقایسه رو کرد و گفت که صیغه حکم توالت داره و گاهی اوقات لازمه که انسان بره توالت !
من در مقابل یک سوال ازش پرسیدم که : چرا انسانی که لازمه گاهی اوقات بره توالت مرد فرض شده ؟؟؟!!!
و همچنان منتظر جوابشم ...
این عکس و تو مشهد گرفتیم اولین سوالی که واسمون پیش اومد این بود که ایا کیم ابمیوه اس یا بستنی ؟ اصلا چرا از بستنی ها سواش کردن ؟ ایا دلیل خاصی داره ؟ ایا با این بستنی مشهور مشکل دارن ؟ ایا میخوان واسه این بستنی مشهور و معروف حرف در بیارن ؟ ایا کیم همه رو تکذیب میکنه یا نه ؟ ایا ؟؟؟؟